Home صفحه اصلی
تاریخ نبیل زرندی
سرسخن PDF چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط سهیلا وحدتی   
چهارشنبه, 10 مهر 1387 23:43
فراموشی چگونه عمل می‌کند
تاریخ نبیل: تاریخ فراموشی ما !

 

 


سهیلا وحدتی
‏«تاریخ نبیل زرندی» یا «مطالع الانوار» کتابی است در شرح بسیاری از وقایع ۱۵۰ سال پیش و از جمله سرکوب دگراندیشان – گرچه در آن ‏زمان هنوز با این واژه توصیف نمی شدند – که در کشور ما رخ داده است. نگاهی به این کتاب، نبود اسم انتشاراتی، و نایاب بودن آن در دسترس ‏افرادی مانند من، همه و همه نشان از پنهان بودن این کتاب و گسست حافظه تاریخی ما از وقایعی است که در آن آمده است.‏
موضوع بحث در اینجا جریانات تاریخی کتاب تاریخ نبیل - ادعای ظهور سیدعلی محمد باب، جنبش‌های بابی و قیام‌های مسلحانه، نقش طاهره قره ‏العین و زنان دیگر در این جنبش، سرکوب جنبش و به خون کشیدن آن - نیست. موضوع مسکوت ماندن و به فراموشی سپردن این همه است! ‏
کتاب تاریخ نبیل زرندی با موضع آشکارا مذهبی نگارش یافته و اگر مسلمانان معتقد به آن اعتنایی نکنند جای تعجب نیست. اما چرا از نگاه ‏ایرانی‌های چپ و سکولار مخفی مانده است؟ ‏
بابی‌ها – و در پی آنها، بهائی‌ها و ازلی‌ها – هرکه بوده‌اند و با هر حرفی و هدفی که داشته‌‌اند، بخشی از مردم ما بوده‌اند و در تاریخ ما جای دارند. ‏بخشی از مردم ایران بوده‌اند که این نهضت را براه انداخته‌اند. چرا؟ و چگونه؟ اینها پرسش‌هایی است که درمقابل تاریخدان‌ها و پژوهشگران قرار ‏می‌گیرد. اما خواست یافتن پاسخ برای این پرسش‌ها، خواست کنکاش در هویت تاریخی‌مان، خواستی است که به همه ما ایرانیان برمی‌گردد. ‏
در این میان سهم دگراندیشان و از جمله فعالان اردوگاه چپ در تلاش برای برحسته ساختن و مطرح کردن این پرسش‌ها پررنگ‌تر از سهم دیگر ‏قشرهای جامعه است چرا که نه تنها از تعصب مذهبی فاصله دارند، بلکه به جوهر این تاریخ نزدیکتر هستند.‏
اکنون که به فکر بنای یادبودی برای قربانیان کشتارهای دسته جمعی ۱۳۶۷ هستیم، زمان آن فرا رسیده که از خود بپرسیم چه شد که در گذشته ‏هرگز به فکر بنای یادبودی برای قربانیان عقیدتی بابی و بهائی که در تهران در ملاء عام و گاه توسط مردم به شکنجه‌بارترین شیوه‌ها به قتل ‏رسیدند، نیافتادیم.‏
هدف من در اینجا طرح این پرسش است که چه شد که ما چشم به روی واقعیت اعدام ‌های گروهی قرن گذشته که به جرم دگراندیشی در ملاء عام ‏انجام گرفت بسته بودیم؟ ‏
‏"... چهارده نفر از پیروان حضرت باب را دستگیر کردند و درمنزل محمدخان کلانتر محبوس ساختند. ‏‎]‎‏..‏‎[‎‏ حضرت طاهره هم در یکی از ‏بالاخانه‌های منزل کلانتر محبوس بودند. دشمنان سعی داشتند که اصحاب از امر مبارک حضرت باب تبری کنند. برای حصول این منظور خیلی ‏کوشش کردند و چاره‌ها اندیشیدند ولی موفق نشدند. ‏‎]‎‏..‏‎[‎‏ میرزا تقی خان وقتی که داستان تبری نکردن بابیان را از کلانتر شنید فرمان داد هر کدام از ‏آن چهارده نفر که تبری نکنند باید بقتل برسند. از استماع این حکم هفت نفر از محبوسین نتوانستند استقامت کنند و بواسطه قطع نسبت خود از امر ‏مبارک از حبس خلاص یافتند. هفت نفر دیگر برعقیده خویش ثابت ماندند و تبری نکردند و در نتیجه به شهادت رسیدند. این هفت نفر شهدای سبعه ‏طهران هستند."‏
نبیل سپس شرحی از اعدام گروهی این هفت نفر در مقابل مردم بیان می دارد که حاکی از پایداری آنها در عقیده خویش تا آخرین لحظه است. در ‏بخش های دیگر کتاب نیز از سرکوب گسترده پیروان باب و خانواده های آنان گزارش می دهد.‏
شناسایی افراد مظنون توسط دستگیرشدگان و دستگیری‌های گسترده خیابانی مانند آنچه که دردهه شصت اتفاق افتاد نیز در اوج سرکوب بهائی ها ‏وجود داشت.

آخرين بروز رساني ( پنجشنبه, 12 دی 1387 01:45 )
ادامه مطلب ...